singuiarness معنی فارسی مفرد تک فرد استثنائي فوق العاده خارق العاده غريب واژههای دیگر با معنی «مفرد» singular مفرد، تک، فرد monica اسم خاص مفرد first person اول شخص (مفرد يا جمع)، صيغه اول شخص (در افعال وضماير وغيره). didst (دوم شخص مفرد زمان حال فعل do)، تو کردي hadst وجه اخباري گذشته و دوم شخص مفرد doest دوم شخص مفرد در زمان حال فعل: do couldst سوم شخص مفرد از زمان گذشته ي فعل: can wouldst دوم شخص مفرد در زمان گذشته از فعل: will yourself خودتان، خود شما (مفرد)، شخص شما singularize تک کردن، بشکل مفرد دراوردن، مشخص کردن