sinter
معنی فارسی
تراورس
معنی کامل و مثالها
/sin´tǝr/n., vi., vt.
● (زمین شناسی) ته نشست (به ویژه رسوبات دهانهی چشمههای معدنی که بیشتر از سیلیکا و کربنات کلسیم هستند)، سینتر
● (فلزکاری) تودهی درهم جوشیدهی فلز، همجوش، کلوخه
● (فلز) درهم جوشیدن، همجوش شدن
تعریف انگلیسی
verb
- cause (ores or powdery metals) to become a coherent mass by heating without melting “Somebody ----s something”