sit-out معنی فارسی رو کردن ، فرار از خاک (کشتي) واژههای دیگر با معنی «رو کردن» rebuttable قابل رو کردن، رو کردني dorro رو کردن (تکواندو) meld (ورق بازي) ورق را رو کردن، اعلا م. acquit تبرئه کردن، رو سفيد کردن، آزاد کردن sit out خودداري بازيگر از تمديد قرارداد، رو کردن و فرار کردن از خاک (در کشتي) wainscot روکوب چوبي، تخته کوبي، باچوب رو کوبي کردن whitewash دوغاب، آهک، گچ look نگاه کردن، نگريستن، نظر افکندن pockmark جاي ابله، ابله گون کردن، گود کردن. address عنوان، نام و نشان، سرنامه