دیکشنری فارسی

sizzle

US'sızəl

معنی فارسی

جز جز جزووز جزجزکردن جزووز کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/siz´ǝl/n., vi., vt.

● (مانند آهن گداخته که در آب فروکنند یا صدای سرخ کردن ماهی) جلزولز کردن، جزووز کردن، هیس کردن، جز کردن، تفسیدن

a dish of hot sizzling fat

یک ظرف پر از روغن داغ و جلز وولزی

the kebab started sizzling

کباب شروع کرد به جز و وزکردن.

● (بسیار) داغ بودن یا کردن

the sun was beginning to sizzle the valley

خورشید داشت شروع می‌کرد به داغ کردن دره.

● (مجازی) هیجان داشتن، تب و تاب داشتن

the town sizzled with the news

از آن خبر، شهر به تب و تاب درآمد.

● صدای جلز ولز، جزجز

تعریف انگلیسی

verb
  1. a sizzling noise
  2. make a sound like frying fat “Something ----s”
  3. seethe with deep anger or resentment “She was sizzling with anger” “Something ----s”
  4. burn or sear with a sizzling sound “The fat sizzled in the pan” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «جز جز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن