sizzle
US'sızəl
معنی فارسی
جز جز جزووز جزجزکردن جزووز کردن
معنی کامل و مثالها
/siz´ǝl/n., vi., vt.
● (مانند آهن گداخته که در آب فروکنند یا صدای سرخ کردن ماهی) جلزولز کردن، جزووز کردن، هیس کردن، جز کردن، تفسیدن
a dish of hot sizzling fat
یک ظرف پر از روغن داغ و جلز وولزی
the kebab started sizzling
کباب شروع کرد به جز و وزکردن.
● (بسیار) داغ بودن یا کردن
the sun was beginning to sizzle the valley
خورشید داشت شروع میکرد به داغ کردن دره.
● (مجازی) هیجان داشتن، تب و تاب داشتن
the town sizzled with the news
از آن خبر، شهر به تب و تاب درآمد.
● صدای جلز ولز، جزجز
تعریف انگلیسی
verb
- a sizzling noise
- make a sound like frying fat “Something ----s”
- seethe with deep anger or resentment “She was sizzling with anger” “Something ----s”
- burn or sear with a sizzling sound “The fat sizzled in the pan” “Somebody ----s something” “Something ----s something”