skiddy معنی فارسی ليز لغزان معنی کامل و مثالها /skid´ē/adj.● (جاده و غیره) لیز، لغزان واژههای دیگر با معنی «ليز» lubricious ليز، نرم، هرزه slipperier ليز، لغزان، لغزنده slipperiest ليز، لغزان، لغزنده slippery ليز، لغزان، لغزنده lubricousor lubricious ليز، نرم، هرزه lubric ليز، نرم. scrieve ليز خوردن، تند خواندن. slithery (د.گ.) ليز، لغزنده . skid road جاده ليز ولغزنده . sliding tackle تکل درحال ليز خوردن