دیکشنری فارسی

skimming

UKskimiŋ US'skımıŋ

معنی فارسی

کف گرفتن از ، سر شيرگرفتن از ،

سبک گذشتن از ، از رو يا پهلو گذشتن

معنی کامل و مثال‌ها

/skim´iŋ/n.

● هر چیزی (مانند کف یا سرشیر و غیره) که از روی آبگونه گرفته شود

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of removing floating material from the surface of a liquid
  2. reading or glancing through quickly
  3. failure to declare income in order to avoid paying taxes on it
  4. the act of brushing against while passing

واژه‌های دیگر با معنی «کف گرفتن از»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن