دیکشنری فارسی

skullcap

UKskʌlkæp

معنی فارسی

عرقچين کلاه بره . نعناي کلاهي

معنی کامل و مثال‌ها

/-kap´/n.

● فینه، عرقچین، شب کلاه

● (گیاه شناسی) نعنای کلاهی، سپرک، قاشقک، بشقابی، کاسه‌دار، قصیده (جنس Scutelaria)

تعریف انگلیسی

noun
  1. rounded brimless cap fitting the crown of the head
  2. a herbaceous plant of the genus Scutellaria which has a calyx that, when inverted, resembles a helmet with its visor raised
  3. the dome of the skull

واژه‌های دیگر با معنی «عرقچين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن