دیکشنری فارسی

slaughtered

UKslɔːtəd US'slɔtəd

معنی فارسی

کشتار قتل خونريزي ذبح سلاخي تخفيف کلي کشتن ذبح کردن

واژه‌های دیگر با معنی «کشتار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن