دیکشنری فارسی

slaughterous

معنی فارسی

کشنده ، هلاکت اميز ، مبني بر خونريزي يا کشتار

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝs/adj.

● ویرانگر، مهلک، کشتارگر

تعریف انگلیسی

adjective
  1. accompanied by bloodshed “this bitter and sanguinary war”

واژه‌های دیگر با معنی «کشنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن