دیکشنری فارسی

sleave

معنی فارسی

ابريشم خام ابريشم نتابيده ازهم باز کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/slēv/n., vt.

● (مهجور)

● تار ابریشم، نخ ابریشم با تارهای نتابیده، ابریشم نتافته، ابریشم خام

● گوریدگی، (نخ و غیره) در هم گیرافتادگی

● (تارهای چیزی را) از هم جدا کردن، از گوریدگی در آوردن

واژه‌های دیگر با معنی «ابريشم خام»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن