دیکشنری فارسی

sleeve

UKsliːv USsli:v

معنی فارسی

استين مهره ماسوره لوله غلاف

معنی کامل و مثال‌ها

/slēv/n., vt.

● آستین

I always roll up my shirt sleeves

من همیشه آستین پیراهنم را بالا می‌زنم.

● (انگلیس - صفحه‌ی گرامافون) جلد صفحه (امریکا: jacket)

● روکش (معمولا به صورت استوانه)، استوانه، لوله

the cable is inside a plastic sleeve

شاه‌سیم در روکش پلاستیکی قرار دارد.

light bulbs are packaged in cardboard sleeves

لامپ‌های برق را در استوانه‌های مقوایی بسته بندی می‌کنند.

● (در تمرین تیراندازی به هواپیما) هدفکش، هدف دنباله

● آستین‌دار کردن، روکش‌دار کردن

* up one's sleeve

پنهان ولی آماده برای استفاده

تعریف انگلیسی

noun
  1. the part of a garment that is attached at the armhole and that provides a cloth covering for the arm
  2. small case into which an object fits

واژه‌های دیگر با معنی «استين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن