sleeve
UKsliːv
USsli:v
معنی فارسی
استين مهره ماسوره لوله غلاف
معنی کامل و مثالها
/slēv/n., vt.
● آستین
I always roll up my shirt sleeves
من همیشه آستین پیراهنم را بالا میزنم.
● (انگلیس - صفحهی گرامافون) جلد صفحه (امریکا: jacket)
● روکش (معمولا به صورت استوانه)، استوانه، لوله
the cable is inside a plastic sleeve
شاهسیم در روکش پلاستیکی قرار دارد.
light bulbs are packaged in cardboard sleeves
لامپهای برق را در استوانههای مقوایی بسته بندی میکنند.
● (در تمرین تیراندازی به هواپیما) هدفکش، هدف دنباله
● آستیندار کردن، روکشدار کردن
* up one's sleeve
پنهان ولی آماده برای استفاده
تعریف انگلیسی
noun
- the part of a garment that is attached at the armhole and that provides a cloth covering for the arm
- small case into which an object fits