دیکشنری فارسی

smacker

UKsmækər

معنی فارسی

(smacking) سيلي زننده خوش طعم دوست داشتني صداي ملچ ملوچ صداي ماچ مهم فعال کتک.

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr/n.

(شخص یا اسباب) مچ کن (رجوع شود به: smack)

(امریکا - خودمانی) یک دلار

تعریف انگلیسی

noun
  1. a loud kiss
  2. a very powerful blow with the fist

واژه‌های دیگر با معنی «(smacking) سيلي زننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن