دیکشنری فارسی

smacking

UKsmækiŋ US'smækıŋ

معنی فارسی

(smacker) سيلي زننده خوش طعم دوست داشتني صداي ملچ ملوچ صداي ماچ مهم فعال کتک.

معنی کامل و مثال‌ها

/-iŋ/adj.

● سرزنده، پر حرارت، تند و تیز

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of smacking something; a blow delivered with an open hand

مترادف‌ها

adjective
Brisk, fresh, smart.

واژه‌های دیگر با معنی «(smacker) سيلي زننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن