smeary
UKsmiəriː
معنی فارسی
الوده چرک چرب چسبناک
معنی کامل و مثالها
/smir´ē/adj.
● لکه دار، آغشته، آلوده
● رنگ پس دهنده (مانند خطی که تازه نگاشته شده است)، تر (و آغشته کننده)، کثیف کننده
مترادفها
adjective
Adhesive, viscous, viscid, glutinous, dauby, sticky.