دیکشنری فارسی

smeary

UKsmiəriː

معنی فارسی

الوده چرک چرب چسبناک

معنی کامل و مثال‌ها

/smir´ē/adj.

● لکه دار، آغشته، آلوده

● رنگ پس دهنده (مانند خطی که تازه نگاشته شده است)، تر (و آغشته کننده)، کثیف کننده

مترادف‌ها

adjective
Adhesive, viscous, viscid, glutinous, dauby, sticky.

واژه‌های دیگر با معنی «الوده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن