دیکشنری فارسی

smoldering

UKsmouldəriŋ US'sməuldərıŋ

معنی فارسی

سوختن ودود کردن ، بي شعلع سوختن ،

نهاني يا اهسته سوختن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. showing scarcely suppressed anger “her tone was...conversational although...her eyes were smoldering"- James Hensel”

واژه‌های دیگر با معنی «سوختن ودود کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن