دیکشنری فارسی

smudgy

UKsmʌdʒiː

معنی فارسی

چرکين ، پوشيده از کثافت يا گل و غيره ،

لک دار ، ناخوانا ، محو ، رنگ و رو رفته

معنی کامل و مثال‌ها

/smuj´ē/adj.

● چرکین، پوشیده از کثافت یا گل و غیره، لک دار، ناخوانا، محو، رنگ و رو رفته

smudgy photos

عکس‌های رنگ و رو رفته

تعریف انگلیسی

adjective
  1. smeared with something that soils or stains; these words are often used in combination “oil-smeared work clothes” “hostile faces smirched by the grime and rust"- Henry Roth” “ink-smudged fingers”

واژه‌های دیگر با معنی «چرکين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن