دیکشنری فارسی

snarled

UKsnɑːld US'snɑ:rəld

معنی فارسی

خرخر خرنا غرغر خرخرکردن باغرغرگفتن يا فهماندن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. tangled in knots or snarls “a mass of knotted string” “snarled thread”

واژه‌های دیگر با معنی «خرخر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن