دیکشنری فارسی

sneeze

USsni:z

معنی فارسی

عطسه اشنيجه اشنوشه عطسه کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/snēz/n., vi.

● عطسه کردن، خفیدن، اشنوسیدن، زمزمیدن

when you sneeze, hold your hand in front of your nose and mouth

وقتی عطسه می‌کنی دستت را جلو بینی و دهانت بگیر.

sneezing and coughing are signs of a cold

عطسه (کردن) و سرفه (کردن) نشان‌های سرما خوردگی است.

● عطسه، اشنوسه، شنوسه

* not to be sneezed at

(چیزی که) نباید کم ارزش یا کم اهمیت تلقی شود

تعریف انگلیسی

verb
  1. a symptom consisting of the involuntary expulsion of air from the nose
  2. exhale spasmodically, as when an irritant entered one's nose “Pepper makes me sneeze” “Somebody ----s”

واژه‌های دیگر با معنی «عطسه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن