دیکشنری فارسی

sternutation

UKstənʌteiʃən

معنی فارسی

عطسه اشنيجه اشنوشه عطسه کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/stu_r´nyōō tā´shǝn/n.

● عطسه، ستوسه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a symptom consisting of the involuntary expulsion of air from the nose

مترادف‌ها

noun
Sneezing.

واژه‌های دیگر با معنی «عطسه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن