snow-flake معنی فارسی دانه برف برف ريزه واژههای دیگر با معنی «دانه برف» snow flake دانه برف، برف دانه، برف ريزه snowflake دانه برف granular snow برف سفت با دانه هاي درشت graupel گلوله برف، دانه برف. flake تکه، تنکه، ورقه corn snow برف شکري، برفي که دانه بندي درشت دارد