دیکشنری فارسی

snowballed

UKsnoubɑːld US'snəu'bɔld

معنی فارسی

گلوله برف گلوله برف بازي باگلوله برف زدن بسرعت زياد شدن.

واژه‌های دیگر با معنی «گلوله برف»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن