دیکشنری فارسی

snuffle

معنی فارسی

تو دماغي حرف زدن ، دربيني حرف زدن ،

هوا را به بيني کشيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/snuf´ǝl/n., vt., vi.

● (باصدا یا با اشکال) نفس کشیدن، لح لح زدن (مانند سگ در گرما) (رجوع شود به: sniff)

● تودماغی حرف زدن (یا آواز خواندن)

● (نادر) ناله کردن

● لح لح زنان بیان کردن، خس خس کنان گفتن

● صدای تودماغی، آوای خیشومی

● لح لح، خس خس، نفس نفس

* the snuffles

(عامیانه) زکام، سرما خوردگی (the sniffles هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

verb
  1. the act of breathing heavily through the nose (as when the nose is congested)
  2. sniff or smell inquiringly “Somebody ----s something”
  3. snuff up mucus through the nose “Somebody ----s”
  4. cry or whine with snuffling “Stop snivelling--you got yourself into this mess!” “Somebody ----s”

مترادف‌ها

verb neuter
Sniffle.

واژه‌های دیگر با معنی «تو دماغي حرف زدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن