دیکشنری فارسی

soap

UKsoup USsəup

معنی فارسی

صابون صابون زدن (به)

معنی کامل و مثال‌ها

/sōp/n., vt.

● صابون

a bar of soap

یک قالب صابون

liquid soap

صابون مایع

powder soap

گرد صابون

● (خودمانی) رجوع شود به: soaper) soap opera هم می‌گویند)

● صابون زدن یا مالیدن

to soap one's hands

به دست خود صابون زدن

● (عامیانه) تعریف غلو آمیز کردن، شیره مالی کردن

* no soap

(امریکا - خودمانی) 1- (پیشنهاد و غیره) قابل قبول نیست 2- فایده ندارد، شدنی نیست

تعریف انگلیسی

verb
  1. a cleansing agent made from the salts of vegetable or animal fats
  2. money offered as a bribe
  3. street names for gamma hydroxybutyrate
  4. rub soap all over, usually with the purpose of cleaning “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody” “Did he soap his foot?”

واژه‌های دیگر با معنی «صابون»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن