soft spoken معنی فارسی معتدل ، داراي صداي نرم وملايم. واژههای دیگر با معنی «معتدل» moderate fog مه معتدل moderato موميانه معتدل temperate climate آب و هواي معتدل sane views نظريات معقولانه يا معتدل intemperate zone منطقه غير معتدل يرد يا بسيار گرم moderate ميانه، معتدل، ملايم temperate ميانه رو، معتدل، ملايم soft shell داراي پوسته ترد وشکننده، داراي عقيده معتدل، حلزون داراي صدف نرم fabianism فابيانيسم، نحله سوسياليستي معتدل که به سال 1884 در، انگلستان تشکيل شد و در واقع پايه حزب moderation ميانه روي، مدارا، معتدل سازي