دیکشنری فارسی

solicitude

UKsəlisitjuːd USsə'lısı'tu:d

معنی فارسی

نگراني پروا انديشه اشتياق رج جامد جسم جامد جسم

معنی کامل و مثال‌ها

/-tōōd´, -tyōōd´/n.

● نگرانی، دلواپسی، اضطراب

● (جمع) علل نگرانی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a feeling of excessive concern

مترادف‌ها

noun
Anxiety, care, carefulness, concern, trouble, perplexity.

واژه‌های دیگر با معنی «نگراني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن