solid dike معنی فارسی آب بند واژههای دیگر با معنی «آب بند» water stop آب بند water bonded آب بند شده watertight facing arch طاقک آب بند key wall ديوار آب بند anticut بند آب برگردان eaves flashing آب بندي لب بند gland steam بخار دور آب بند، بخار دور زبانه (دريايي) coulisse ناويا شياري که دريچه بند آب درآن حرکت ميکند penstock آبگير، آب بند، دريچه hydraulic lime آهک آبي، آهک آب بند