دیکشنری فارسی

somebody

UKsʌmbədiː US'sʌm'bɔdı

معنی فارسی

تني چند هيچ کس

معنی کامل و مثال‌ها

/sum´bäd´ē/pron.,n., pl.

● یک کسی، کسی، شخصی، یک شخصی

somebody wants you

یک کسی تو را می‌خواهد.

somebody you know

کسی که او را می‌شناسی

● آدم حسابی، شخص مهم

he has become somebody

او برای خودش آدمی شده است.

he thinks he is somebody

فکر می‌کند آدم مهمی است.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a human being “there was too much for one person to do”

مترادف‌ها

noun
1. One, some, person, some one.
2. Something, a person of consequence.

واژه‌های دیگر با معنی «تني چند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن