somewheres معنی فارسی يک جايي دريک محلي درمکاني. واژههای دیگر با معنی «يک جايي» somewhere (در) جايي، يک جايي someplace جايي، يک جايي. pentarch رئيس يک شهر از شهرهاي پنجگانه، يکي از پنج تن مردمي که در جايي حکومت کنند humdrum پيش پا افتاده، همه جايي، مبتذل