sorriest معنی فارسی متاسف غمگين پشيمان پست بد نما ژنده نا موجه بدتر از گناه واژههای دیگر با معنی «متاسف» sorrier متاسف، غمگين، پشيمان sorriness متاسف، غمگين، پشيمان sorry متاسف، غمگين، پشيمان regretful متاسف، تاسف اميز remorseful پشيمان، متاسف، نادم