sourer معنی فارسی ترش تند ترشرو عبوس ترش شدن واژههای دیگر با معنی «ترش» sour ترش، تند، ترشرو acerbic ترش، حامض، ترشرو acid ترش، حامض، ترشرو acetous ترش، سرکه اي، مولدجوهر سرکه acetose ترش، سرکه اي، مولدجوهرسرکه acerb ترش، دبش، گس acidifier ترش کن، مايه حموضت، ترش کننده sourish لب ترش، مايل به ترشي، به ترشي زننده bisulphate گل ترش acidified ترش کردن، اسيد کردن، حامض کردن