spaciousness UKspeiʃəsnəs معنی فارسی وسعت جاداري واژههای دیگر با معنی «وسعت» extent وسعت، فراخي، اندازه vastness وسعت، پهناوري، زيادي floorage وسعت کف، فضاي صحن، فضاي کف amplified وسعت دادن، فراخ کردن، گشايش دادن amplifies وسعت دادن، فراخ کردن، گشايش دادن amplify وسعت دادن، فراخ کردن، گشايش دادن breadth of mind بزرگي يا وسعت فکر escalation افزايش تدريجي شدت و وسعت ميدان جنگ amplitude فراخي، وسعت، فراواني vastitude پهناوري، وسعت، عظمت