spandrel معنی فارسی پشت بغل معنی کامل و مثالها /span´drǝl/n.● (معماری) بخش سه گوش هر یک از طرفین تاق قوسی یا ضربی واژههای دیگر با معنی «پشت بغل» peach and straddle لنکه، وقتي حريف از پشت بغل کرده پاي او، را از وسط پا مي گيريم gusset مرغک، خشتک، بغل دم