دیکشنری فارسی

sparing

UKspɛəriŋ US'sperıŋ

معنی فارسی

مضايقه کننده صرفه جو

معنی کامل و مثال‌ها

/sper´iŋ/adj.

بخشاینده (رجوع شود به: spare)

صرفه‌جو، مقتصد

کم، مختصر، ناچیز

کم مایه

مترادف‌ها

adjective
1. Scanty, little, scarce.
2. Spare, abstemious, meagre, scanty.
3. Frugal, saving, chary, parsimonious, economical.
4. Merciful, compassionate, forgiving, lenient.

واژه‌های دیگر با معنی «مضايقه کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن