chary
UKtʃɛəriː
US'tʃɑ:rı
معنی فارسی
با احتياط مواظب ميانه رو مضايقه کننده
معنی کامل و مثالها
/cher´ē/adj.
● محتاط، ملاحظه کار، با دقت
she is chary of offending others
او مواظب است که دیگران را نرجاند.
Naheed started a chary descent of the stairs
ناهید با احتیاط از پلهها شروع به فرود آمدن کرد.
● با مضایقه، با دریغ (در مقابل بیدریغ)
she was chary of her hospitality
او در مهمان نوازی مضایقه میکرد.
to be chary of
مضایقه کردن
مترادفها
adjective
Cautious, wary, careful, shy, circumspect.