دیکشنری فارسی

chary

UKtʃɛəriː US'tʃɑ:rı

معنی فارسی

با احتياط مواظب ميانه رو مضايقه کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/cher´ē/adj.

محتاط، ملاحظه کار، با دقت

she is chary of offending others

او مواظب است که دیگران را نرجاند.

Naheed started a chary descent of the stairs

ناهید با احتیاط از پله‌ها شروع به فرود آمدن کرد.

با مضایقه، با دریغ (در مقابل بی‌دریغ)

she was chary of her hospitality

او در مهمان نوازی مضایقه می‌کرد.

to be chary of

مضایقه کردن

مترادف‌ها

adjective
Cautious, wary, careful, shy, circumspect.

واژه‌های دیگر با معنی «با احتياط»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن