دیکشنری فارسی

well-advised

معنی فارسی

با احتياط

معنی کامل و مثال‌ها

/wel´ǝd vīzd´/adj.

● احتیاط آمیز، به صلاح (کسی)، عاقلانه

you would be well-advised to go

به صلاح شما خواهد بود که بروید.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having the benefit of careful prior consideration or counsel “a well-advised delay in carrying out the plan”

واژه‌های دیگر با معنی «با احتياط»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن