دیکشنری فارسی

sparkler

UKspɑːklər

معنی فارسی

جرقه زن ، پرتلا لوء ، اتشبازي جرقه دار،

گوهر درخشان (مثل الماس).

معنی کامل و مثال‌ها

/-klǝr/n.

شخص یا چیزی که برق می‌زند یا می‌درخشد

(آتش بازی) ترقه‌ی اخگرفشان

(عامیانه - جمع) چشمان درخشان و گیرا

(عامیانه) الماس، گوهر درخشان

تعریف انگلیسی

noun
  1. diamonds “look at the ice on that dame!”
  2. a firework that burns slowly and throws out a shower of sparks

واژه‌های دیگر با معنی «جرقه زن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن