sparkler
UKspɑːklər
معنی فارسی
جرقه زن ، پرتلا لوء ، اتشبازي جرقه دار،
گوهر درخشان (مثل الماس).
معنی کامل و مثالها
/-klǝr/n.
● شخص یا چیزی که برق میزند یا میدرخشد
● (آتش بازی) ترقهی اخگرفشان
● (عامیانه - جمع) چشمان درخشان و گیرا
● (عامیانه) الماس، گوهر درخشان
تعریف انگلیسی
noun
- diamonds “look at the ice on that dame!”
- a firework that burns slowly and throws out a shower of sparks