دیکشنری فارسی

spawn

UKspɔːn USspɔn

معنی فارسی

تخم ماهي ، اشپل ، تخم صدف ، (درقارچ) هاگ ،

(در وزغ) جل وزغ

معنی کامل و مثال‌ها

/spôn/vt., vi., n.

● (به ویژه ماهی) تخم ریزی کردن، بچه زایی کردن

how many times a year do frogs spawn?

وزغ‌ها سالی چند بار تخم گذاری می‌کنند؟

salmon go up the river to spawn

آزاد ماهی‌ها برای تخم ریزی به بالای رود خانه می‌روند.

● (به ویژه به تعداد زیاد - تداعی منفی) ایجاد کردن، موجب شدن، به وجود آوردن

overpopulation has spawned many problems

زیادی جمعیت مسائل زیادی را به وجود آورده است.

● (ماهی و قورباغه و نرم تنان و سخت‌پوستان) تخم، خاویار، اشپل

● اولاد، توله، تخم و ترکه، زاد و رود

● جلینه‌ی قارچ (که برای خوردن کشت می‌شود)

تعریف انگلیسی

verb
  1. the mass of eggs deposited by fish or amphibians or molluscs
  2. call forth “Somebody ----s something” “Something ----s something”
  3. lay spawn “The salmon swims upstream to spawn” “Something ----s”

مترادف‌ها

I. noun
1. Eggs (of fish or of frogs), hard roe.
2. Product, offspring, fruit.
3. (Botany) Mycelium, filaments (from which fungi originate).
II. verb active
[In contempt.] Generate, produce, bring forth.
III. verb neuter
[In contempt.] Issue.

واژه‌های دیگر با معنی «تخم ماهي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن