دیکشنری فارسی

shedder

معنی فارسی

ريزنده ، ماهي تخم ريخته ،

خرچنگي که تو لک رفته باشد

معنی کامل و مثال‌ها

/shed´ǝr/n.

● (انسان یا حیوان) مو ریز، پشم ریز، تو لک رفته

● (خرچنگ و لانگوست) پوست انداخته

تعریف انگلیسی

noun
  1. an attacker who sheds or spills blood “a great hunter and spiller of blood”

واژه‌های دیگر با معنی «ريزنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن