infusive
معنی فارسی
ريزنده ، دمنده ، ملهم سازنده ،
داراي قوه نفوذ يا تاثير
معنی کامل و مثالها
/in fyōō´siv/adj.
● دم کننده یا شونده، دم پذیر
● القا کننده، نیوشانگر
ريزنده ، دمنده ، ملهم سازنده ،
داراي قوه نفوذ يا تاثير
/in fyōō´siv/adj.
● دم کننده یا شونده، دم پذیر
● القا کننده، نیوشانگر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن