دیکشنری فارسی

diffusive

معنی فارسی

ريزنده مفصل

معنی کامل و مثال‌ها

/di fyōō´siv/adj.

پراکن‌گرای، پخش‌گرای، متمایل به پراکنده شدن، ساطع

پخششی، پراکنشی

پراکنده، پخش، افشانده، پخشیده

مترادف‌ها

adjective
1. Expansive, wide reaching, permeating.
2. Spreading in every direction.

واژه‌های دیگر با معنی «ريزنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن