speaker of parliament معنی فارسی رئيس مجلس رئيس پارلمان واژههای دیگر با معنی «رئيس مجلس» lord chancellor رئيس کل داوران ومهردارسلطان ورئيس مجلس، اعيان ومديرکل محاکم prolocutor رئيس، حرف زن، ترجمان speaker گوينده، حرف زن، متکلم