دیکشنری فارسی

spicule

UKspikjuːl

معنی فارسی

سوزن سيخ کوچک خوشه کوچک سنبله فرعي

معنی کامل و مثال‌ها

/spik´yōōl´/n.

(گیاه‌شناسی) سنبلچه

(جانورشناسی) سوزنه

(فشانه‌های گازی و کوتاه مدت که در سطح خورشید زبانه می‌کشند) خورفشانه

واژه‌های دیگر با معنی «سوزن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن