spicule
UKspikjuːl
معنی فارسی
سوزن سيخ کوچک خوشه کوچک سنبله فرعي
معنی کامل و مثالها
/spik´yōōl´/n.
● (گیاهشناسی) سنبلچه
● (جانورشناسی) سوزنه
● (فشانههای گازی و کوتاه مدت که در سطح خورشید زبانه میکشند) خورفشانه
تعریف انگلیسی
noun
- small pointed structure serving as a skeletal element in various marine and freshwater invertebrates e.g. sponges and corals