دیکشنری فارسی

spicule

UKspikjuːl

معنی فارسی

سوزن سيخ کوچک خوشه کوچک سنبله فرعي

معنی کامل و مثال‌ها

/spik´yōōl´/n.

● (گیاه‌شناسی) سنبلچه

● (جانورشناسی) سوزنه

● (فشانه‌های گازی و کوتاه مدت که در سطح خورشید زبانه می‌کشند) خورفشانه

تعریف انگلیسی

noun
  1. small pointed structure serving as a skeletal element in various marine and freshwater invertebrates e.g. sponges and corals

واژه‌های دیگر با معنی «سوزن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن