دیکشنری فارسی

spinous

معنی فارسی

خارمانند خاردار

معنی کامل و مثال‌ها

/spī´nǝs/adj.

● رجوع شود به: spinose

● خارشکل، خاردیس

● خاردار، تیغ‌دار

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having spines “the dorsal fin is spinous”
  2. shaped like a spine or thorn

مترادف‌ها

adjective
See spinose.

واژه‌های دیگر با معنی «خارمانند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن