دیکشنری فارسی

thistly

معنی فارسی

خاردار خارمانند

معنی کامل و مثال‌ها

/this´lē/adj.

خار مانند، ژاژسان، خراشناک، تیغی، خراشنده

تیغ دار، پرتیغ، پرخار

واژه‌های دیگر با معنی «خاردار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن