thistly
معنی فارسی
خاردار خارمانند
معنی کامل و مثالها
/this´lē/adj.
● خار مانند، ژاژسان، خراشناک، تیغی، خراشنده
● تیغ دار، پرتیغ، پرخار
خاردار خارمانند
/this´lē/adj.
● خار مانند، ژاژسان، خراشناک، تیغی، خراشنده
● تیغ دار، پرتیغ، پرخار
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن