spiniferous معنی فارسی خاردار تيغدار تيزه دار معنی کامل و مثالها /spī nif´ǝr ǝs/adj.● خاردار، تیغدار، تیزهدار واژههای دیگر با معنی «خاردار» spinescent خاردار، مهره دار، نوک تيز acanthine خاردار، از گياهان خانواده ي آکانتاسه، آکانتوس مانند setaceous خاردار، سيخ دار، خار مانند prickly خاردار، سوزش دار، زننده thorny خاردار، تيغ تيغي، خار مانند burry خاردار، خشن.، پر از خاشه و تيغ acanthaceous خاردار، شوكدار، كنگري thistly خاردار، خارمانند acanaceous خاردار، تيغ دار aculeolate خاردار، تيغ دار