aculeolate معنی فارسی خاردار تيغ دار واژههای دیگر با معنی «خاردار» spinescent خاردار، مهره دار، نوک تيز acanthine خاردار، از گياهان خانواده ي آکانتاسه، آکانتوس مانند setaceous خاردار، سيخ دار، خار مانند prickly خاردار، سوزش دار، زننده thorny خاردار، تيغ تيغي، خار مانند burry خاردار، خشن.، پر از خاشه و تيغ spiniferous خاردار، تيغدار، تيزه دار acanthaceous خاردار، شوكدار، كنگري thistly خاردار، خارمانند acanaceous خاردار، تيغ دار