دیکشنری فارسی

spinescent

معنی فارسی

خاردار مهره دار نوک تيز داراي تيره پشت. خارزا تيغ شونده

معنی کامل و مثال‌ها

/spī nes´ǝnt/adj.

خاردار، تیغ‌دار، تیزه‌دار

خارزا، تیغ شونده

واژه‌های دیگر با معنی «خاردار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن