دیکشنری فارسی

spiraling

UKspaiərəliŋ US'spaıərəlıŋ

معنی فارسی

مار پيچ پيچاپيچ حلزوني (در ساعت) فنر فندول

تعریف انگلیسی

adjective
  1. in the shape of a coil

واژه‌های دیگر با معنی «مار پيچ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن