دیکشنری فارسی

spital

معنی فارسی

بيمارستان

مسافرخانه ي کنار جاده

معنی کامل و مثال‌ها

/spit´'l/n.

● (مهجور)

● بیمارستان (به ویژه بیمارستان فقیران یا جذامی‌ها)

● مسافرخانه‌ی کنار جاده

واژه‌های دیگر با معنی «بيمارستان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن