splenic fever معنی فارسی کفگيرک گنده طاول خراج سياه زخم واژههای دیگر با معنی «کفگيرک» charbon کفگيرک، سياه زخم anthracoid مانند گنده، طاول يا کفگيرک carbuncle ياقوت آتشي، لعلي که تراش محدب داشته باشد، (طب)کفگيرک register دفتر، دفتر ثبت، ثبت